امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

همه دوست دارند موفق شوند، اما محال است کسی بتواند همیشه ۱۰۰ درصد موفق باشد. شکست، یکی از بخش‌های طبیعی، و اغلب دردناک رشد کسب‌وکار است.

جامعه ما کمال‌گراست و همین باعث شده همچنان از شکست بترسیم. درنتیجه، در اغلب موارد از ریسک امتحان کردن روش‌های جدید و پذیرش چالش‌ها گریزان هستیم.

اگر می‌خواهید کارآفرین موفقی باشید، باید برخیزید و خود را به چالش بکشید. نگذارید احساس ترس و ناامنی مانع شما شود. در این مقاله راه‌هایی برای مقابله با تردید و مدیریت ترس ارایه می‌کنیم.

 

۱ـ الگوی ذهنی رشد را در خود پرورش دهید

شکست را پایان سفر ندانید، بلکه آن را مانند پله‌ای بدانید که در مسیر طولانی خود به‌سوی هدفتان باید روی آن قدم بگذارید. وقتی مرتکب اشتباهی می‌شوید خود را سرزنش نکنید، بلکه از خود بپرسید: «از این اشتباه چه می‌توانم یاد بگیرم؟» این دانش جدید را کسب کنید و از آن به‌درستی استفاده نمایید. وقتی مرتکب اشتباهی می‌شوید فکر کنید، یاد بگیرید و دوباره تلاش کنید. اگر مصرانه حرکت کنید، درنهایت موفق خواهید شد.

 

۲ـ از خود گویی منفی بپرهیزید

گفتگویی که در درونتان با خود دارید، تأثیر قابل‌توجهی روی احساس شما می‌گذارد. زمانی که نسبت به عملکرد خودتان افکار منفی داشته باشید، نگرش مثبت شما از بین می‌رود و جای خود را به تردید می‌دهد.

این بار زمانی که خواستید کار جدیدی را امتحان کنید، روش متفاوتی را در پیش بگیرید. برای مثال اگر وسوسه شدید و به خودتان گفتید «چرا خودم را به‌زحمت بیندازم؟» صبر کنید و آن را با جمله مثبتی جایگزین کنید. مثلاً بگویید: «اگرچه این پروژه این بار آن‌طور که برنامه‌ریزی‌شده بود پیش نرفت، اما من تلاش خود را هوشمندانه‌تر ادامه می‌دهم.» زمانی که خود گویی مثبت را تمرین کنید، درنهایت به یک عادت تبدیل می‌شود و به‌تدریج نگرش شما نسبت به شکست تغییر می‌کند.

 

۳ـ روش خود را تغییر دهید

فرض کنید پروژه در اولین تلاش شما طبق برنامه پیش نرفت. تسلیم نشوید و فرار نکنید. اگر در مسیرتان با مانعی برخورد کردید، به مشکل پیش‌آمده فکر کنید. آیا می‌توانید رویکرد خود را تغییر دهید؟ آیا زمان مناسبی نیست؟ از امتحان کردن دوباره نترسید و یک‌بار دیگر درزمانی مناسب‌تر و از زاویه‌ای متفاوت، تلاش کنید تا پروژه را ادامه دهید.

 

۴ـ با یک مشاور قابل‌اعتماد تماس بگیرید

بار دیگر که مرتکب اشتباهی شدید، کمک بگیرید. گاهی فقط کافی است فردی که به او اعتماد دارید چند ایده به شما بدهد.

ممکن است همکار، دوست یا راهنمایی داشته باشید که دقیقا شرایط مشابهی را تجربه کرده باشد. از کمک گرفتن یا جویا شدن نظر دیگران نترسید. وقتی دوستی برای کمک نزد شما می‌آید، آیا از کمک به او خوشحال نمی‌شوید؟ پس شما هم به کسانی که می‌شناسید و مورد اعتماد هستند، مراجعه کنید. آن‌ها احتمالاً بهترین توصیه‌هایشان را در اختیار شما قرار می‌دهند.

 

۵ـ به بدترین سناریوی ممکن فکر کنید

قبل از آنکه به یک چالش جدید «آری» بگویید، تمامی نتایج احتمالی را در نظر بگیرید. اگر بصری هستید، مزایا و معایب آن چالش را بنویسید. هنگام تصمیم‌گیری، احساسات را کنار بگذارید و تا آنجا که ممکن است واقع‌بین باشید. بهترین و بدترین سناریوهای ممکن را بنویسید. اجازه ندهید نگرانی روی دیدگاه شما نسبت به اوضاع تأثیر بگذارید. زمانی که تردید دارید، طرحی برای احتمالات بنویسید. همین‌که بدانید یک «طرح ثانویه» هم دارید باعث می‌شود اعتمادبه‌نفس شما افزایش پیدا کند و ترس از شکست از بین برود.

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

 

مقام معظم رهبری در چند سال اخیر طی سخنرانی‌های مختلف، همواره به موضوع تولید علم یا جنبش نر‌م‌افزاری تأکید نموده‌اند که نقطه عطف آن را می‌توان در پاسخ به نامه‌ای یافت که عده‌ای از فضلای حوزه علمیه قم برای ایشان نوشته بودند. ایشان مدت‌هاست که بحث تمدن‌سازی اسلامی، جنبش نرم‌افزاری و تولید علم را مطرح می‌کنند اما متأسفانه هنوز هم بسیارند کسانی که جنبش نرم‌افزاری را با تولید و توسعه نرم‌‌افزارهای رایانه‌ای اشتباه می‌گیرند. ایشان امسال با ابتکاری دیگر سال 87 را سال نوآوری و شکوفایی نامگذاری نمودند تا شاید مسئولان دستگاه‌های مختلف و اصحاب علم و تحقیق به ویژه جوانان، توقعات و انتظارات معظم‌له را در همه عرصه‌های فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و غیره محقق سازند تا شاهد توسعه و پیشرفت همه‌جانبه در کشور باشیم. 

رهبر فرزانه انقلاب در دیداری با دانشجویان و استادان دانشگاه‌ها فرمودند: «ما به دلایل مشخص تاریخی از کاروان علم دنیا عقب افتاده‌ایم. این را نمی‌توانیم انکار کنیم، واقعیت‌ها پیش روی ماست و این در حالی است که توانایی عالم شدن، تولید علم کردن و مرزهای دانش را از آنچه هست فراتر بردن، در ملت‌ ما و در میان ما کاملاً وجود داشته است. مسأله جنبش تولید علم -که بنده دو سه سال است در دانشگاه‌ها تکرار می‌کنم- ناظر به این قضیه است. تولید علم یعنی رفتن راه‌هایی که به نظر، راه‌های نارفته‌ای است؛ البته این بدان معنی نیست که ما راه‌هایی را که دیگران رفته‌اند، نرویم و به تجربه‌های دیگران بی‌اعتنایی کنیم؛ نه، بلکه بدین معناست که به فکر باشیم. در این دنیای عظیم و در این طبیعت بزرگ، ناشناخته‌های فراوانی است که دانش پیشرفته امروز هنوز بدان دست نیافته است. ناشناخته‌ها بسیار زیاد است؛ یعنی به گمان زیاد به مراتب، بیش‌تر از چیزهایی است که بشر تا به حال به آن‌ها دست یافته است. 

باید دقت کنیم، فکر کنیم و به دنبال کشف ناشناخته‌ها باشیم. باید همان استعدادی را که گفته شد و بنده هم می‌دانم ایرانی و مغز و فکر ایرانی دارد، به کار بیندازیم. راه‌های میان‌بر را پیدا کنیم و از بدعت و نوآوری در وادی علم، بیمناک نباشیم. این حرکت و انگیزه باید در دانشگاه‌ها و مراکز علمی و تحقیقاتی ما به صورت انگیزه‌ای عام، امری مقدس و یک عبادت تلقی شود، در همه بخش‌ها، در علوم انسانی و همه رشته‌های علوم باید به این صورت دربیاید. ما بایستی این جرأت را داشته باشیم که فکر کنیم می‌توانیم نوآوری کنیم؛ البته می‌شد در مقابل این حرف با نومیدی تمام گفت: چه کار کنیم که دیگران نکرده‌اند؟ کدام راه را برویم؟ اما من تصور می‌کنم که می‌شود این فکر و امید را در دل پروراند که می‌شود راه‌های نارفته را پیدا کرد. یک روز، بسیاری از چیزهایی که امروز دنیا و بشریت می‌شناسد، ناشناخته بود. کسانی جرأت کردند و این ناشناخته‌ها را شناختند. چه دلیلی دارد که ما نتوانیم راه ناشناخته دیگری را کشف کنیم؟» 

همان‌گونه که پیداست از منظر ایشان تولید علم و جنبش نرم‌افزاری نیز یعنی نوآوری و شکوفایی در علم؛ آن هم در همه عرصه‌ها و بخش‌های مختلف به گونه‌ای که ما حرف‌هایی بزنیم و کارهایی انجام دهیم که دیگران نگفته‌اند و ندارند. پس در دهه چهارم انقلاب اسلامی نوآوری و شکوفایی، ضرورت اجتناب‌ناپذیر امروز ماست. 
نوآوری و شکوفایی از موضوعات مهم روان‌شناسی است که امروزه در قالب ابتکار و خلاقیت به شدت مورد اقبال قرار گرفته است چرا که در جهان صنعتی امروز، خلاقیت و نوآوری یکی از تکنیک‌های مهم دستیابی به اکتشافات، اختراعات و پیشرفت‌های علمی، فرهنگی، هنری و... تلقی می‌شود. از این رو پرورش و بروز این قریحه از سوی رهبر فرزانه انقلاب در سال 87 مورد تأکید قرار گرفته است. 

خلاقیت در قرآن 
در قرآن مجید از جمله صفات خداوند متعال «خلاق» شمرده شده است. (حجر آیه 86، یس آیه 81) خداوند عالم اولین خلاق و نوآور جهان خلقت است و خلاقیت او تنوع و زیبایی شگرفی را در عالم بنا نهاده است. انسان نیز به عنوان کامل‌ترین و عالی‌ترین مخلوق و گزینه خلیفه الهی، تنها متفکر خلاق این جهان در بین همه مخلوقات محسوب می‌شود. در جهان کنونی بدون هیچ تردیدی به مدد قوه خلاقیت و نوآوری می‌توان به ساختن فرهنگ و تمدن، علم و تکنولوژی و صنعت دست یافت. آیه 86 سوره حجر (ان ربک هو الخلاق العلیم) اشاره به یک دستور تربیتی است که مربوط به تفاوت تفکر و استعدادها می‌باشد. خداوند می‌داند که همه مردم یکسان نیستند. او از اسرار درون و طبایع و میزان رشد فکری و احساسات مختلف انسان‌ها با خبر است. قرآن مجید در سوره یس آیه 81 روی دو صفت بزرگ خداوند یعنی خلاقیت و علم بی‌پایان او تکیه می‌کند که در حقیقت دلیلی است بر گفتار پیشین که اگر تردید شما از ناحیه قدرت او بر خلقت است، او خلاق است و اگر جمع و جور کردن این ذرات نیاز به علم و دانش دارد او از هر نظر عالم و آگاه است (... بلی و هو الخلاق العلیم) 

بنابراین از این که در آیات قرآن دو صفت خلاقیت و علم در کنار یکدیگر آمده و خلاقیت بر علم مقدم شده است، می‌توان استنباط نمود که اولاً: تقدیم «خلاق بر علیم» نشان‌دهنده‌ اهمیت و عظمت خلاقیت و نوآوری است و ثانیاً: خلاقیت، مبتنی بر علم و دانش است و علم و آگاهی در ظهور و بروز خلاقیت نقش بسیار مهمی را ایفا می‌کند. 

در تفسیر نمونه، ذیل آیه 21 سوره ذاریات (و فی انفسکم افلا تبصرون) آمده است: بدون شک انسان اعجوبه عالم هستی است و آنچه در عالم کبیر است در عالم صغیر نیز وجود دارد بلکه عجائبی در آن است که در هیچ جای جهان نیست. عجب این که این انسان با آن هوش و عقل و علم و این همه خلاقیت و ابتکارات و صنایع شگرف، روز نخست به صورت نطفه کوچک و بی‌ارزشی بوده و اما همین که در عالم رحم قرار می‌گیرد با سرعت عجیبی رو به تکامل می‌رود، روز به روز شکل عوض می‌کند و لحظه به لحظه دگرگون می‌شود و آن نطفه ناچیز در مدت کوتاهی به انسان کاملی تبدیل می‌گردد. نکته دیگر توجه به تفاوت‌های فردی بین انسان‌هاست که خداوند می‌فرماید: «و قد خلقکم اطواراً» یعنی خداوند شما را به گونه‌های مختلف آفرید (نوح/14) مطابق این آیه انسان پیچیده‌ترین موجود هستی است که لحظه به لحظه در حال تغییر است. هر انسانی یک استثناء است. «هیچ‌کس به مانند من نیست.» همه می‌توانند این سخن را بگویند لذا زیربنای خلاقیت و نوآوری همین سخن است که کارخانه ذهن هیچ‌کس مانند تو نیست. 

در فرهنگ لغات، خلاقیت به معنای ارائه یک فکر، رفتار و محصولی نو و یگانه تعریف شده است. البته خلاقیت گاهی پدید آوردن چیزی است که از قبل نبوده و گاهی به وجود آوردن چیزی از ترکیب یا تلفیق چیزهای دیگر است. این دو حالت را اصطلاحاً ابداع و خلق می‌گویند. ابداع یعنی به وجود آوردن چیزی یگانه بدون آن که آن چیز یا شیء از پیش موجود بوده باشد. خلق به معنای پدیدآوردن چیزی از راه ترکیب و دستکاری چیزهایی دیگر است. برای مثال در تعابیر قرآنی پدید آمدن آسمان و زمین از مصادیق ابداع و پدید آوردن انسان‌ها از مصادیق خلق بر شمرده شده است. در صنعت امروز نیز ماشین‌حساب، موبایل و هواپیما از نمونه‌هایی هستند که به ترتیب با تغییر یا ترکیب چرتکه، بی‌سیم و تلفن و فیزیک پرندگان خلق شده‌اند. بنابراین در تعریف خلاقیت بر دو اصل بدیع (اختراعی بودن) و یگانگی (تازگی و نو بودن) تأکید شده است. 

هفت باور مهم در خلاقیت و نوآوری 
برای تحقق و عینیت بخشیدن به فرمایش مقام معظم رهبری در خصوص نوآوری و شکوفایی باید دست کم 7 باور و اعتقاد را در وجود افراد زنده کرد تا به این موفقیت در همه عرصه‌ها دست یافت. 

1. ایمان قوی به انجام کار و عدم اعتقاد به محدودیت‌ها: اعتقاد به محدودیت‌ها، انسان را محدود می‌کند. راه صحیح آن است که محدودیت‌ها را نادیده انگاریم و با ایمان قوی و توان بیشتر به عمل برخیزیم. اگر به امکان انجام امری ایمان قوی داشته باشید، به ظن قوی به انجام آن موفق خواهید شد. هر حادثه‌ای دارای دلیل و مقصودی است که به مصلحت ماست. انسان‌های موفق و نوآور عقیده دارند که در بطن هر بدبختی و حادثه ناخوشایند، دانه‌ای است که روزی ثمر خواهد داد و منافع بسیار به بار خواهد آورد. 

2. چیزی به نام شکست وجود ندارد: این باور تقریباً از باور قبلی نتیجه می‌شود و به همان اندازه مهم است. ذهن بسیاری از مردم به گونه‌ای است که غالباً از شکست می‌ترسند. افراد خلاق‌ و نوآور شکست را نمی‌بینند و به آن اعتقاد ندارند و آن را به حساب نمی‌آورند. انسان‌های موفق کسانی نیستند که هرگز شکست نخورند، بلکه اگر نتیجه به دست آمده مورد انتظار آن‌ها نباشد، از آن عبرت و درس می‌گیرند. آن‌گاه این آموخته‌ها را در راهی دیگر به کار می‌زنند. کارهای نو و تازه می‌کنند و نتایج تازه می‌گیرند. واقعیت آن است که توماس ادیسون «شکست را شکست و جهان را روشن کرد.» می‌گویند پس از 9999 بار سعی کرد که لامپ برق را اختراع کند و نتوانست، کسی از او پرسید: «خیال داری برای 10 هزارمین بار شکست بخوری؟ وی جواب داد: من شکست نخورده‌ام بلکه یک راه دیگر را کشف کرده‌ام که به اختراع لامپ برق منتهی نمی‌شود.» لذا وی کشف کرده بود که بعضی راه‌ها، به نتایجی دیگر منجر می‌گردند. پیروزمندان، رهبران، قدرتمندان و آنان که شخصاً نیرومندند، همه می‌دانند که هر گاه در کاری نتیجه دلخواه به دست نیامد، آن خود دستاوردی است. پس اعتقاد به شکست، از راه‌های مسموم‌کننده ذهن است و بزرگ‌ترین عامل جلوگیرنده آدمی از خلاقیت و نوآوری، ترس از شکست است. 

دکتر «رابرت شولر» که کارش تدریس شیوه‌های مثبت تفکر است، سؤال بزرگی را مطرح می‌سازد: «اگر می‌دانستید که در هیچ کاری شکست نمی‌خورید، چه می‌کردید؟ اگر واقعاً ایمان داشتید که هرگز شکست نمی‌خورید قطعاً یک رشته کارهای تازه را آغاز می‌کردید و به نتایج قوی و مطلوب تازه‌ای می‌رسیدید. بهتر نیست که اکنون هم همان کارها را بکنید؟! آیا این تنها راه رشد نیست؟» بنابراین راه رسیدن به نوآوری و شکوفایی این است که کلمه شکست را قلم گرفته، سعی کرد از هر تجربه‌ای نتیجه جدیدی آموخت. 

3. مسئولیت هر اتفاقی را به گردن بگیرید: یکی از صفاتی که میان رهبران بزرگ و افراد موفق مشترک است این است که فکر می‌کنند دنیای خودشان را خودشان می‌سازند. قبول مسئولیت یکی از بهترین معیارهای توانایی و بلوغ شخص است؛ به علاوه این باور موجب پشتیبانی و تقویت باورهای دیگر می‌شود. اگر به شکست اعتقاد نداشته باشید و بدانید که حتماً به نتایج دلخواه خود می‌رسید، کافی است قبول مسئولیت کنید و بدانید که چیزی را از دست نمی‌دهید و همه چیز را به دست می‌آورید. آن‌ها که قبول مسئولیت کنند نیرومندند و آنان که از زیر بار مسئولیت شانه خالی کنند، رو به ضعف می‌روند. خداوند می‌فرماید: و لا تزر وازره وزر اخری (اسراء/15) و هیچ‌کس بار دیگری را به دوش نگیرد؛ یعنی هر کسی مسئولیت کارهای خودش اعم از افکار و رفتار و اعمال را به دوش دیگران نیندازد و خودش باید به گردن بگیرد. 

4. برای بهره‌بردن از چیزی شناخت کامل آن لازم نیست: بسیاری از مردان موفق بر این عقیده‌اند برای این که چیزی را مورد استفاده قرار دهند، لزومی ندارد همه‌چیز را درباره آن بدانند. اگر کسانی را که در رأس قدرتند، مورد مطالعه قرار دهید متوجه می‌شوید که آن‌ها تا حدودی که کارشان ایجاب می‌کند، در زمینه‌های گوناگون اطلاعاتی دارند اما در همه زمینه‌ها متخصص نیستند و به کلیه جزئیات سازمان خود نیز آگاهی ندارند. از جمله اصل اسلامی «ما لا یدرک کله لا یترک کله» تقریباً همین معنا را می‌رساند. «آنتونی رابینز» در این زمینه تأکید می‌کند: اگر درباره نیروی برق از شما سؤال کنم معمولاً اطلاعات شما صفر یا در حد کمی است. مع‌ذلک شما کلید برق را می‌زنید و چراغ روشن می‌شود. پس افراد موفق لزوماً از حیث علم و دانش سرآمد نیستند. می‌توان همه عمر را صرف مطالعه ریشه کرد و می‌توان طرز چیدن میوه را یاد گرفت. بنابراین افراد نوآور و خلاق در مصرف زمان خست نشان داده و هر موقعیتی را جهت بهره‌وری بیشتر می‌سنجند و در تشخیص دانستنی‌های ضروری و غیرضروری مهارت دارند. 

5. بزرگ‌ترین سرمایه شما، دیگرانند: کسانی که به موفقیت‌های درخشانی دست یافته‌اند تقریباً بدون استثناء دارای حس قوی احترام و تحسین نسبت به دیگرانند. درونمایه کتاب‌های جدید بازرگانی از «قبیل نوآوری و آغازگری»، «در جست‌وجوی بهروزی» و «مدیر یک دقیقه‌ای» این است که هیچ موفقیت پایداری بدون احساس صمیمیت و یگانگی با مردم به وجود نمی‌آید و راه موفقیت آن است که گروه موفقی را تشکیل دهیم که بتوانند با یکدیگر همکاری کنند. در آیات قرآنی و روایات تأکید فراوان بر مشورت، تعاون و محبت با یکدیگر حاکی از آن است که باور به این مسأله و عمل نمودن به آن در شکوفایی و بالندگی استعدادهای نهفته انسان‌ها بسیار مؤثر و راه‌گشاست. «آنتونی رابینز» در این‌باره می‌گوید: افراد موفق، کسانی هستند که می‌دانند با چه زبانی از دیگران بپرسند «چگونه می‌شود این کار را بهتر انجام داد؟» یا «چطور می‌شود این عیب را رفع کرد؟» یا «چگونه ممکن است به نتایج بهتر رسید؟» آن‌ها می‌دانند که یک فرد هر قدر هم که باهوش باشد، مشکل است که به تنهایی بتواند با مجموع استعدادهای یک گروه کارآمد برابری نماید. 

6. کار، نوعی تفریح است: یکی از کلیدهای موفقیت این است که پیوندی سازنده بین کارهایی که می‌کنیم و چیزهایی که دوست داریم به وجود آوریم. آیا کسی را می‌شناسید که با انجام کارهایی که از آن نفرت دارد به موفقیتی بزرگ نایل شده باشد؟ افراد موفق شغل و حرفه خود را جزء تفریحات خود می‌دانند و با این نگاه از کارشان لذت می‌برند و ضمن یادگیری مطالب تازه به نوآوری و کشف راه‌های جدید می‌پردازند. «رابینز» تأکید می‌کند: اگر فکر کنید که کار یعنی زحمت و مشقت محض و وسیله‌ای برای تأمین معاش خانواده، به احتمال زیاد چیزی بیش از آن هم گیرتان نخواهد آمد. بنابراین لازمه نوآوری و شکوفایی باور داشتن این مسأله مهم است که کار را نوعی تفریح بدانیم. 

7. هیچ توفیق پایداری، بدون پشتکار به دست نمی‌آید: افراد موفق به نیروی پشتکار عقیده و ایمان دارند. اگر به افرادی که در هر زمینه موفق شده‌اند بنگرید می‌بینید که آنان لزوماً بهتر، باهوش‌تر، سریع‌تر و قوی‌تر از دیگران نبوده‌اند بلکه پشتکار و جدیت بیش‌تری داشته‌اند. قرآن مجید می‌فرماید: «و ان لیس للانسان الا ما سعی و ان سعیه سوف یری ثم یجزیه الجزاء الاوفی» (نجم/41، 40، 39) «و این که برای آدمی جز سعی و کوشش او نخواهد بود و این که پاداش سعی و تلاش انسان به زودی دیده می‌شود، سپس در آخرت به او پاداش کافی خواهد رسید.» بر اساس این آیات سعی و تلاش و پشتکار انسان هم در دنیا و هم در آخرت به ثمر خواهد نشست. تو گویی خداوند می‌خواهد بفرماید تمام هویت انسان را سعی و تلاش او رقم می‌زند. این نکته از آیه «و من اراد الاخره و سعی لها سعیها و هو مؤمن» (اسراء/19) به خوبی فهمیده می‌شود که پشتکار آثار و برکات دنیوی و اخروی زیادی را در بر دارد. 

مؤلفه‌های شخصیتی خلاقیت 
در کتاب‌های مختلف پرورش خلاقیت، مؤلفه‌های شناختی، انگیزشی و شخصیتی خلاقیت مورد کاوش و بررسی قرار گرفته اما نظر به لزوم رعایت اختصار و ایجاز، در این مقاله فقط به مؤلفه‌های شخصیتی خلاقیت اشاره می‌گردد: 

الف) اعتماد به نفس: تقریباً اکثر روان‌شناسان معتقدند اعتماد به نفس از ویژگی‌های برجسته شخصیت خلاق است. اعتماد به نفس توانایی‌ای است که به موجب آن قوای فرد تمرکز یافته و سازمان‌دهی می‌شود. زیرا اگر چنین نباشد خود پنداره فرد خلاق در اندک مدتی در مقابل سختی‌ها و ناملایمت‌های فردی و اجتماعی درهم خواهد شکست. اعتماد به نفس موجب می‌شود فرد خلاق از شهامت و جسارت کافی برخوردار شود. 

ب‌) اراده مستقل: فرد خلاق و نوآور در حوزه اندیشه و رفتار معمولاً مستقل از دیگران عمل می‌کند. او خود را یک شخصیت صاحب شعور و تصمیم می‌داند. البته این بدان معنا نیست که فرد نسبت به نظریه‌ها و عقیده‌های دیگران کم اعتنا باشد بلکه او انتخاب کردن را حق مسلم خود می‌داند. 

ج‌) پذیرش خطر: برآیند اراده مستقل و اعتماد به نفس، پذیرش یا استقبال از خطر است. ورود به بسیاری از موقعیت‌ها و مکان‌های ناشناخته و مبهم و طرح سؤال‌ها و پرسش‌های حساسیت‌ برانگیز مستلزم قبول همه پیامدهای ممکن است. در باور عمومی، افراد خلاق افرادی «کله شق» تصور می‌شوند. به اعتقاد آنان این افراد نسبت به کاری که می‌کنند، آگاهی کافی ندارند. البته موارد زیادی از شرح حال دانشمندان خلاق پزشک یا داروشناس گزارش شده که خود آن‌ها اولین تجربه کننده داروهای اکتشافی بوده‌اند. داروهایی که قدرت آسیب‌زنندگی آن‌ها به بدن تا آن زمان نامعلوم بود و این عامل در حقیقت علاقه‌مندی آن‌ها را برای روشن شدن نتایج و حقایق و ناشناخته‌ها می‌رساند، که آن‌ها را وا می‌دارد چنین شجاعانه همه پیامدها و آسیب‌‌ها را به جان بخرند. به عبارتی افراد خلاق نسبت به خطرها و پیامدهای آن آگاهند ولی با این حال میزان پذیرش خطر در افراد خلاق از تفاوت‌های فردی تأثیر می‌پذیرد. به عنوان یک قاعده می‌توان گفت افراد خلاق و نوآور از یک ریسک خطر متوسط استقبال می‌کنند. 

د‌) پذیرش تجربه: نقش تجربه در تحول خلاق شخصیت آدمی چنان مهم است که بسیاری از صاحب‌نظران نظیر (آمابیلی، گاردنر و...) طرفدار اصل تجربه در خلاقیت هستند. ضرب‌المثلی فارسی می‌گوید: سفر و کسب تجربه بر پختگی و قوام روان و شخصیت آدمی می‌افزاید. 

تجربیات تلخ و شیرین می‌تواند افراد خلاق را در زمینه‌های بروز اندیشه‌های نو و ابتکاری یاری دهد. در زندگی روزمره کسانی که عادت کرده‌اند تا فقط یک چیز یا موضوع تکراری را چندین‌بار تجربه کنند، به یادگیری جدید و در نتیجه به رشد مطلوب دست نمی‌یابند. 

هـ) استقبال از ابهام: تفکر خلاق همیشه رو به سوی مجهول‌ها و ناشناخته‌ها دارد و از آنچه قبلاً معلوم شده فاصله می‌گیرد. شخص خلاق و مبتکر از این که همه‌چیز روشن‌ و مشخص باشد، خشنود نیست و تمایل دارد به پرسش‌ و پاسخ و جست‌وجوگری بپردازد. این گرایش حتی فرد خلاق را به سوی مکان‌ها و موضوعاتی می‌کشاند که دیگران کمتر به سراغ آن می‌روند. 

و‌) کلنجار رفتن: برخی از صاحب‌نظران برجسته مثل (تورنس و آمابیلی) کلنجار رفتن را جزء مؤلفه‌های مهم شخصیتی خلاق برشمرده‌اند. این ویژگی‌، فرد خلاق را به نقطه‌ای می‌رساند که خود را اهل مبارزه و مباحثه می‌بیند. در حقیقت فرد خلاق نوعی مبارزه و تلاش فکری و رفتاری را آزمایش می‌کند. در شکل نخستین کلنجار رفتن، فرد خلاق با حریف یا کسی روبه‌رو است. بنابراین درباره موضوع یا چیزی بحث و مناظره می‌کند. او شانه به شانه حریف پیش می‌رود تا جایی که احساس کند به نتیجه قانع‌کننده‌ای رسیده است. در شکل دوم، فرد خلاق حریفی ندارد و در واقع خود او حریف محسوب می‌شود. در این موقعیت‌ها اگر او به موضوعی علاقه‌مند شود به زیر و رو کردن و سؤال پیچ کردن ذهن خود می‌پردازد و این فعالیت را آن‌قدر ادامه می‌دهد که یا نتیجه مشخص حاصل شود و یا از ادامه کار منصرف شود. 

در پایان این بحث یادآوری می‌کنیم که مقام معظم رهبری در پیام خود، دو انتظار را مطرح نمودند: این که در همه بخش‌ها نوآوری به وجود آید. مسئولان دولتی در روش‌های اقتصادی، در روش‌های سیاسی و دیپلماسی، در پیشبرد کشور به سمت علم و تحقیق، در گسترش فرهنگ مطلوب و ارائه خدمات به همه قشرها به خصوص قشرهای محروم و مظلوم، در آبادانی کشور و ارتقای کارآیی دستگاه‌های گوناگون فرهنگی و اجتماعی و... موظفند در کار خود و در عرصه فعالیت‌ خود نوآوری کنند، به طوری که نوآوری فضای کشور را فرا گیرد. 

دوم اینکه کارهایی که در سال‌های اخیر و حتی سال‌های گذشته انجام گرفته است، باید به شکوفایی برسد و نتایج خود را به تدریج به مردم نشان دهد و کام آن‌ها را شیرین کند. به هر حال اگر بتوانیم موارد مطرح شده در خصوص مبانی خلاقیت و نوآوری را در همه عرصه‌های مختلف به ویژه عرصه فرهنگ و ادب و هنر کشور نهادینه کنیم، شاید بتوانیم منویات و انتظارات رهبر فرزانه انقلاب را در بعد نوآوری و شکوفایی جامه عمل بپوشانیم. در این راستا سازمان تبلیغات اسلامی نیز می‌تواند در عرصه‌های مختلف فرهنگی و تبلیغی با تغییراتی در روش‌ها و شناسایی و پرورش نیروهای خلاق نقش بسزایی را در نوآوری و شکوفایی ایفا نماید. 
 




منابع و مآخذ: 
1. قرآن کریم. 
2. به سوی کامیابی، آنتونی رابینز، ترجمه مهدی مجردزاده کرمانی، جلد 1 و 2، تهران، مؤسسه فرهنگی راه‌ بین، 1383 (ه. ش) 
3. تولیدعلم، نقد تکنولوژی و تمدن غربی، محسن عباسی، جلد 9، تهران، سازمان تبلیغات اسلامی، معاونت پژوهشی و آموزشی، 1384 (ه. ش) 
4. پرورش خلاقیت، علیرضا پیرخائفی، تهران، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، بی‌تا. 
5. چهار کلید طلایی تعلیم و تربیت، مصطفی پرورش، اصفهان، گلبن، 1383، (ه. ش) 
6. تفسیر نمونه، آیت‌الله ناصر مکارم شیرازی و دیگران، تهران، دارالکتب الاسلامیه.

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

 

 

نوآوری، معمولا بر عملکرد محصول متمرکز است؛ یعنی محصولات نوین، به‌روزرسانی، و ویژگی‌های جدید. به همین دلیل است که شرکت‌ها غالباً سرمایه‌گذاری روی R&D را بخش جدایی‌ناپذیر نوآوری می‌دانند. لیکن نوآوری‌های بسیار زیادی وجود دارند که می‌توان از آن‌ها برای محصولات استفاده کرد. با مشاهده شرکت‌های موفق در نوآوری می‌بینیم که آن‌ها در پیدا کردن این روش‌های نوین مهارت بسیاری دارند. انواع ده‌گانه‌ی نوآوری، روشی بسیار مفیداست زیرا به ما کمک می‌کند وسیع‌تر فکر کنیم. بیایید نگاهی به شیوه کار این روش بیندازیم.
از اواخر دهه ۹۰، گروه دابلین(Doblin) ، به رهبری لاری کیلی، از چارچوب ده‌گانه نوآوری استفاده کرده است. دابلین هم‌اکنون بخشی از شرکت دیلویت(Deloitte) است و این چارچوب در کتابی با عنوان , The Ten Types of Innovation: The Discipline of Building Breakthroughs (انواع ده‌گانه‌ی نوآوری: شیوه‌ی ساختن نوآوری‌ها) توضیح داده شده است. این انواع ده‌گانه، به سه زمینه تقسیم می‌شوند. حوزه مرکزی، محصول است، که همان عناصر محصول اصلی و شیوه‌ی سازمان‌دهی و یکپارچه‌سازی آن‌ها را در بر می‌گیرد. در سمت چپ، پیکربندی یا ترکیب قرار دارد که نشان می‌دهد شرکت برای دستیابی به سود، چگونه سازمان‌دهی شده است. در سمت راست نیز تجربه قرار دارد که نشان می‌دهد شرکت چگونه با مشتریانش تعامل دارد. بیایید به جزئیات هر یک از این بخش‌ها بپردازیم.



مدل سود
مدل سود نشان می‌دهد که سازمان چگونه ارزش خود را به سود تبدیل می‌کند. یک نمونه نوآورانه برای این مدل، شرکت ژیلت است که مدل سودآوری خود را تغییر داد. این شرکت به‌جای آنکه ریش‌تراش‌های گران‌قیمتی تولید کند که تیغ آن‌ها ارزان است، ریش‌تراش‌های ارزانی تولید کرد که تیغ‌های آن‌ها گران‌تر بود، و بدین ترتیب به مصرف‌کنندگان یاد داد که تیغ‌ها یک‌بارمصرف هستند و نیازی به تیز کردن یا نگه‌داری ندارند. نمونه‌ی دیگر شرکت هیلتی است، که ابزارهای برقی برای صنعت ساخت‌وساز را تامین می‌کند. برای استفاده از خدمات این شرکت باید مشترک آن شد. بدین ترتیب، شرکت‌ها دیگر نیازی ندارند خودشان این ابزارها و تجهیزات را بخرند و داشته باشند، و درنتیجه نیازی هم به نگه‌داری و سرویس کردن این تجهیزات نخواهند داشت.

شبکه
شبکه، ارزشی را که به‌واسطه کار با دیگران ایجاد شده نشان می‌دهد. امروزه ما بیشتر از گذشته با دیگران در ارتباط هستیم و درواقع این ارتباطات برای شرکت‌ها به امری ضروری تبدیل شده است و آن‌ها برای دستیابی به فرایندها، فناوری و اعتبار برند، باید با دیگران همکاری کنند. نوآوری باز به‌خودی‌خود نوعی نوآوری شبکه‌ای است، چراکه از مهارت‌ها و تخصص افراد خارج از شرکت استفاده می‌کند. شرکت خرده‌فروشی امریکایی تارگت(Target)، نمونه‌ی بسیار خوبی از شرکت‌هایی است که شبکه همکاران آن بسیار گسترده است. یکی از اعضای این شبکه، مایکل گریوز، معمار است و تاکنون طیف وسیعی از لوازم آشپزخانه را طراحی کرده است.

ساختار
منظور از ساختار، شیوه سازمان‌دهی استعدادها و دارایی‌ها در شرکت است. ما کارمان را خوب انجام داده‌ایم و رقبا نمی‌توانند از ما تقلید کنند.
شرکت دبلیو ال گور(W. L. Gore) به خاطر داشتن ساختار سازمانی مسطح، تیم‌های غالبا کوچکی که به خاطر تعهدشان کار می‌کنند نه به خاطر دستورات مدیر، و تبدیل شدن تمامی کارمندان به سهامدار شرکت بعد از یک سال، معروف شده است. همچنین شرکت زاپوس، و فلسفه هولاکرسی (Holacracy) این شرکت، نمونه‌ی دیگری از نوآوری ساختاری است.

فرایند
منظور از فرایند این است که شرکت چگونه به تولید کالاها و خدماتش می‌پردازد؛ یعنی عملیات محوری‌اش چگونه است. گاهی فرایند، یک رویکرد ثبت‌شده با حقوق انحصاری است، و گاه یک متدولوژی کاملا جدید، مانند تولید ناب در شرکت تویوتا.
شرکت زارا، با ایجاد تصویری دوباره از زنجیره تامین مد، در صنعت خرده‌فروشی شهرت یافت. این شرکت توانست طرح‌های پوشاک و ... را فقط ظرف چند هفته به کالایی در فروشگاه تبدیل کند.

عملکرد محصول
منظور از عملکرد محصول شامل کیفیت، مجموعه ویژگی‌ها و قابلیت محصولات شرکت است. معمولا عملکرد محصول، در غالب مجموع نوآوری در نظر گرفته می‌شود و حول بخش R&D می‌چرخد. اگرچه عملکرد قطعا حایز اهمیت است، اما فقط یکی از انواع ده‌گانه نوآوری است. نمونه‌ای از این نوآوری، فناوری پیشرفته جاروبرقی بدون کیسه دایسون است که تولید آن ۱۵ سال طول کشید و بیش از ۵۰۰۰ نمونه اولیه برای آن تولید شد. نمونه‌ی دیگر، گوریلا گلس(Gorilla Glass) شرکت کورنینگ است که یکی از اجزای اصلی بسیاری از برندهای پیشگام در عرصه فناوری است.

سیستم محصول
منظور از سیستم محصول این است که چگونه با اضافه کردن کالاها و خدمات شرکت‌های دیگر به محصول خود، به آن ارزش اضافه می‌کنید، یا چگونه محصولات مختلف را با هم ترکیب کرده تا ارزشی بسیار بالاتر خلق کنید؟ مرورگر موزیلا(Mozilla) بر مبنای نرم‌افزار منبع باز ساخته شده است و بدین ترتیب طراحان وب می‌توانند با استفاده از افزونه‌های مختلف، باعث غنی‌تر شدن آن شوند. شرکت اسکار مایر(Oscar Mayer)، ترکیباتی از میان وعده‌های غذایی را برای ناهار مدارس تولید می‌کند که نامشان lunchables است و باعث شده‌اند کار تهیه تغذیه مدرسه برای والدین ساده‌تر و برای بچه‌ها جالب‌تر شود.

خدمات
منظور از خدمات این است که چگونه کاربرد محصول‌تان را ساده‌تر و لذت‌بخش‌تر می‌کنید تا ارزش بهتری از آن به دست آورید. شرکت زاپوس(Zappos) به خاطر خدماتی که به مشتری ارایه می‌کند، مشهور است. کارمندان این شرکت در پیش‌قدم شدن برای حل مشکلات مشتری، بسیار توانمند هستند، حتی اگر لازمه این کار، صرف ساعت‌ها وقت برای مکالمه‌ی تلفنی با مشتریان، یا ارسال گل برای آن‌ها باشد. شرکت Men’s Wearhouse به‌صورت مادام‌العمر، خدمات اتوکشی را برای کت‌وشلوارهای مشتریان ارایه می‌دهد.

کانال
منظور از کانال، شیوه برقراری ارتباط شما با مشتریان است. کانال با شبکه فرق می‌کند، چراکه وقتی از کانال استفاده می‌کنید، مهم نیست برای ایجاد ارتباط با چه کسی کار می‌کنید، بلکه مهم، شیوه‌ی برقراری ارتباط است. فروشگاه‌های اصلی نایک، با عنوان نایک تاون(NikeTown)، با معرفی محصولات جدید و ارایه وسایل ورزشی ورزشکارانی همچون بازیکنان حرفه‌ای سابق بسکتبال، تجربه‌ای غنی و منحصربه‌فرد را برای مشتریان رقم می‌زند.

برند
برند شما می‌تواند به‌خودی‌خود نوآوری قدرتمندی باشد، می‌تواند ارزش‌هایی را که به آن پایبند هستید نشان دهد، یا حتی یک ایده ساده اما بزرگ باشد که خواسته مشتریان را منعکس نماید. شرکت ویرجین (Virgin)، نمونه کلاسیک از برندی است به رهبری سر ریچارد برانزون، که شرکت‌هایی مانند ویرجین آتلانتیک ارویز، ویرجین رکوردز، ویرجین ترینز، و ویرچین گالاکتیک را در بر می‌گیرد. برند ویرجین، متفاوت و جالب بودن را در ذهن تداعی می‌کند و روی هر صنعتی که سرمایه‌گذاری می‌کند، به آن شور و هیجان می‌افزاید. اینتل (Intel)، یکی دیگر از برندهای قدرتمند است. این شرکت توانست قطعاتی را برای کامپیوترها بسازد که آن‌قدر ارزشمند هستند که نوشتن عبارت «Intel Inside» روی جعبه محصولات، برای ارزشمند بودن آن‌ها کافی است.

مشارکت مشتری
منظور از مشارکت مشتری این است که چگونه نیازها و خواسته‌های مشتریان خود را درک می‌کنید و از آن‌ها در کسب‌وکار خود استفاده می‌کنید. مشخص کردن این خواسته‌ها کار ساده‌ای نیست و این نوع نوآوری اغلب مابین ۹ نوع نوآوری دیگر قرار دارد. سوال این است: چگونه می‌توان با مشتریان تعامل داشت و آن‌ها را خوشحال کرد؟ شرکت تولیدکننده‌ی بازی‌های رایانه‌ای Blizzard Entertainment که بازی World of Warcraft را ساخته است، در جلب مشارکت مشتری خبره است و به‌خوبی می‌داند چه چیز باعث می‌شود مشتری، صدها ساعت با یک نرم‌افزار بازی کند، و چه عاملی به مشتری انگیزه می‌دهد تا با کاربران دیگر ارتباط و همکاری داشته باشد. شرکت دیگری که می‌توان مثال زد، اپل است که در جلب مشارکت هواخواهانش فوق‌العاده عمل کرده است.

ترکیبی از انواع نوآوری، بیشترین قدرت را دارد
وقتی شرکتی تلاش می‌کند تا چند نوع نوآوری را با هم ترکیب کند، اغلب به نتایج قدرتمندی دست پیدا می‌کند. نویسندگان این کتاب، به مطالعه شرکت‌هایی پرداختند که در سال ۲۰۱۱ دست به نوآوری زدند. سپس آن‌ها را به دو گروه نوآوران متوسط و نوآوران برتر تقسیم کردند، و دریافتند نوآوران برتر (یعنی شرکت‌هایی که به‌طور مکرر، محصولات موفقی را به بازار معرفی می‌کردند) دو برابر بیشتر از نوآوران متوسط، نوآوری‌های مختلف را با هم ترکیب می‌کرده‌اند. 

 

 

در مقایسه با شرکت‌های S&P ۵۰۰ (فهرست۵۰۰ سهام برتر در بورس نیویورک)، شرکت‌هایی که انواع گوناگونی از نوآوری‌ها را با هم ترکیب می‌کردند، طی یک دوره زمانی معین، موفق‌تر بوده‌اند. دستاوردهای این شرکت‌ها که از پنج نوع نوآوری یا بیشتر استفاده کرده‌اند به‌طور شفافی قابل‌مشاهده است.
تقریبا تمامی بنگاه‌هایی که معمولا به‌عنوان پیشگامان نوآوری مطرح می‌شوند از انواع نوآوری‌ها استفاده می‌کنند. این بنگاه‌ها اغلب نسبت به شرکت‌های متوسط که نوآوری‌های کمتری انجام می‌دهند، عملکرد بهتری دارند. نوآوران برتر به میزان قابل‌توجهی از شرکت‌های S&P ۵۰۰ بهتر عمل می‌کنند. ترکیب انواع بیشتری از نوآوری‌ها، به بازدهی مالی بیشتر کمک می‌کند. 

 

شرکت نایک
شرکت نایک، شرکتی است که پیشگام نوآوری در عملکرد محصول است. این شرکت چندین دهه است که برترین تجهیزات و پوشاک ورزشی را تولید می‌کند. در سال ۱۹۸۵ شرکت نایک دست به نوآوری جالبی زد، به این صورت که از مایکل جردن، ستاره تازه‌کار بسکتبال، خواست تا با امضایش، برند نایک را تایید کند. این روند، یعنی امضای ستارگان فوتبال، تا امروز نیز همچنان ادامه دارد، و بدین ترتیب برندهای نایک و آدیداس همچنان بر بازار غلبه دارند. در سال ۱۹۹۰ فروشگاه نایک تاون افتتاح شد که از نظر انواع نوآوری، جزو نوآوری در کانال محسوب می‌شود. این فروشگاه، که «خرده‌فروشی به شکل سالن تئاتر» را به نمایش گذاشت، امروز میلیون‌ها دلار می‌ارزد، و بدیهی است بازده سرمایه‌گذاری روی آن هیچ‌وقت توسط فروش کالا در فروشگاه تامین نمی‌شود، بلکه سرمایه این نوآوری، از بودجه  تبلیغات تامین می‌شود. این فروشگاه‌ها در نوآوری برند آن‌چنان نقشی دارند که هیچ کمپین تبلیغاتی‌ای نمی‌تواند ایفا کند.
اخیرا نایک سیستم نایک پلاس (Nike+) را به بازار معرفی کرده که از نظر نوآوری، جزو نوآوری در سیستم محصول محسوب می‌شود. این سیستم، با انواع پوشاک ورزشی یکپارچه می‌شود، و به ورزشکاران و دوندگان اجازه می‌دهد تا حرکات ورزشی‌شان را ارزیابی کنند. این سیستم با محصولات اپل نیز یکپارچه می‌شود و این قابلیت جزو نوآوری‌های شبکه‌ای است. همین اقدامات به‌تنهایی، نیمی از این ده نوع نوآوری را در بر می‌گیرند، و به همین دلیل است که شرکت نایک همواره یکی از برندهای مطرح جهان بوده است.

شرکت متد
شرکت متد که در سال ۲۰۰۰ تاسیس شد، محصولات شوینده و پاک‌کننده خانگی را تولید می‌کند که دوستدار محیط‌زیست هستند. در سال ۲۰۱۲ شرکت ایکاور، شرکت متد را خرید و بزرگ‌ترین «شرکت سبز» در زمینه شوینده‌ها و پاک‌کننده‌ها را تشکیل داد. محصولات این شرکت میکروب‌ها را برطرف می‌کنند، اما در آن‌ها از مواد شیمیایی مضر استفاده نشده است. شرکت متد از فرایندی تبعیت می‌کند که منبع یابی سبز نام دارد. این فرایند، تاثیر زیست‌محیطی تولید محصولات شرکت را پی‌گیری می‌کند، و تولید را به شکل برون‌سپاری انجام داده و آن را به پیمانکاران فرعی واگذار می‌کند تا شرکت همچنان چابک و سریع باقی بماند (نوآوری در ساختار).

برند این شرکت بر اساس ارزش منبع یابی سبز استوار است، و در وبلاگ‌های مربوط به طراحی و سبک زندگی، طرفداران بسیاری دارد. بسته‌بندی محصولات این شرکت را کریم رشید، طراح صنعتی، انجام می‌دهد. شرکت متد یک سایت اجتماعی نیز دارد با عنوان People Against Dirty (مردم در برابر آلودگی)، که اطلاعات، اخبار و خریدوفروش محصولات آتی را در بر می‌گیرد. این حرکت، مشارکت افرادی را جلب می‌کند که دوستدار محیط‌زیست هستند، و بدین ترتیب، نوآوری در مشارکت مشتری محسوب می‌شود. شرکت متد نیز همچون نایک، با نوآوری در عملکرد محصول توانسته است تقریبا در نیمی از انواع ده‌گانه نوآوری، موفق عمل کند.

کمپین‌های ده‌گانه ایده
اگر ایده‌ای فراتر از عملکرد محصول به ذهن‌تان نمی‌رسد، می‌توانید مجموع‌های از کمپین‌های ایده را راه‌اندازی کنید که با ابعاد گوناگون انواع ده‌گانه‌ی نوآوری مرتبط باشند. اگر به‌واقع خواستار تنوع ایده‌ها هستید، به فکر راه‌اندازی ده کمپین باشید تا بتوانید اطلاعات کامل را در مورد تمامی انواع ده‌گانه نوآوری به دست بیاورید. اگرچه مخاطب اصلی نوآوری محصول، معمولا بخش R&D است، اما به این فکر کنید که بخش منابع انسانی تا چه حد می‌تواند برای ایده‌پردازی در مورد نوآوری‌های ساختاری مفید باشد. همچنین بخش امور مالی و فروش می‌تواند به نوآوری در مدل سود کمک کند و بخش بازاریابی می‌تواند در زمینه نوآوری در مشارکت مشتری و نوآوری در برند نقش داشته باشد.

این انواع ده‌گانه به شما کمک می‌کنند تا فرایند تفکر را سازمان‌دهی کنید و مشارکت و همکاری را بر زمینه خاصی متمرکز کنید. این تمرکز مانند همیشه می‌تواند به شکل‌گیری ایده‌های باکیفیت کمک کند. درک این چارچوب و بیان آن ساده است و بنابراین روش مفیدی برای جلب مشارکت مخاطب محسوب می‌شود.

این کتاب، «ترفندهای نوآوری» را نیز شامل می‌شود که در خلق ایده‌های جدید در حوزه‌ی هر یک از انواع ده‌گانه نوآوری، الهام‌بخش شما هستند. برای مثال، چند مورد از این تاکتیک‌ها در حوزه‌ی مدل سود عبارت‌اند از: 

  • تحمیل کمیابی: عرضه محصولات موجود را محدود کنید. این محدودیت می‌تواند بر حسب کمیت، چارچوب زمانی، یا دسترسی به محصول باشد. بدین ترتیب تقاضا برای محصول یا قیمت محصول افزایش می‌یابد.
  • استفاده به میزان نیاز: به مشتریان اجازه دهید فقط برای محصولی که به کار می‌برند پول پرداخت کنند.
  • تراکنش‌های خرد: اقلام متعددی را با قیمت خیلی پایین، مانند یک دلار، یا حتی یک سنت، عرضه کنید تا انگیزه را برای خرید بالا ببرید.
  • تقسیم ریسک: اگر دستیابی به معیارهای خاصی امکان‌پذیر نشد، هزینه‌های استاندارد آن را تقسیم کنید، اما اگر دستیابی به این معیارها ممکن شد، به سود سرشاری دست پیدا کنید.

در وب‌سایت ten types فهرستی از صدها ترفند ارایه شده است. همچنین می‌توانید کارت‌هایی را که این ترفندها روی آن‌ها چاپ شده خریداری کنید. این کارت‌ها در کارگاه‌هایی که درباره این چارچوب برگزار می‌شوند، بسیار مفید هستند. اگر کمپین‌های ایده را برگزار می‌کنید، می‌توانید این ترفندها را در فضای الهام‌بخشی ارایه دهید، یا آنکه از آن‌ها به‌عنوان بذر ایده در کمپین خود بهره بگیرید تا غذای فکر را برای اجتماع خود تامین کنید.

یکی از بهترین کاربردهای این چارچوب این است که از طریق امکان نوآوری، در جلب مشارکت تمامی اعضای کسب‌وکار در فرایند تفکر کمک می‌کند. به گفته‌ی لاری کیلی:

«نوآورترین سازمان‌ها آن‌هایی هستند که بر سیستم‌های متشکل از افراد و تیم‌هایی تکیه دارند که در بخش‌های مختلف سازمان کار می‌کنند. نوآوری صرفا کار دانشمندان، مهندسان و بازاریاب‌ها نیست، بلکه وظیفه‌ی کل کسب‌وکار و رهبر آن است.»

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

این نقل‌قول ایلان ماسک را بارها شنیده‌ایم که «افراد عادی اگر خودشان بخواهند می‌توانند تبدیل به افرادی خارق‌العاده» شوند. همه می‌دانیم که ایلان ماسک یک فرد عادی نیست، او به طرز بسیار متفاوتی آدم باهوشی است. «اشلی ونس» نویسنده‌ای است که به زندگینامه ماسک علاقه‌مند بوده و در مورد این نوآور خاص، بیوگرافی مفصلی نوشته است. وی درجایی اشاره می‌کند که ماسک قادر است محاسبات چندگانه و پیچیده فیزیک را در لحظه در ذهن خود تجزیه‌وتحلیل کند و نیز قادر است به‌سرعت اطلاعات پرحجمی را جذب کند و به‌طور کامل همه آن‌ها را به خاطر سپرده و پس از مدتی دوباره به یاد آورد.

اما باهوش بودن، تنها لازمه تبدیل‌شدن به یک نوآور موفق نیست و نمی‌تواند نوآوری را تضمین کند. تحقیقی که در خصوص ماسک و دیگر نوآوران موفق به‌عمل‌آمده، درنهایت به سه راهبرد اساسی رسیده است و درصورتی‌که این سه راهبرد مورداستفاده قرار گیرد هر فردی می‌تواند به نوآوری موفق همانند ماسک یا استیو جابز تبدیل شود.

 

۱-احساس بلندپروازی را در خود پرورش دهید

نوآوران بزرگ و موفقی مانند «ایلان ماسک، استیو جابز و نیکولا تسلا» همگی در یک زمینه وجه اشتراک داشتند؛ آن‌ها اهداف بزرگ و ایدئالیستی داشتند. زمانی که آن‌ها وارد دنیای نوآوری و صنعت شدند هرگز از خود سوالات کلیشه‌ای نظیر این موارد نپرسیدند: اینکه چگونه می‌توانم محصولات موجود را ارتقا دهم؟ یا اینکه روی چه محصولی متمرکز شوم تا سود بیشتری به دست آورم؟

آن‌ها به دنبال چیز مهم‌تری بودند و می‌خواستند بدانند که از چه طریق می‌توانند ابعادی از زندگی انسان را دستخوش انقلابی عظیم کنند. این هدف و ایجاد انقلاب در زندگی بشر برای آن‌ها از هر هدف دیگری مهم‌تر بود. حتی اولویت این هدف در مواردی برای آن‌ها از خانواده و سلامتشان هم پیشی می‌گرفت. داشتن یک هدف ایده‌آل، می‌تواند به شما انرژی و انگیزه زیادی برای توسعه فعالیت‌هایتان بدهد. اگر شما دارای یک ایده‌آل مثبت باشید دیگر توجهی به انرژی‌های منفی و انتقادات شدید اطرافیان یا هر نوع مقاومت منفی نخواهید داشت، بلکه تنها به هدف خود می‌اندیشید. ایلان ماسک، اهداف بلند پروازانه‌ای داشت، مثلاً می‌خواهد در سیاره مریخ امکان زیست انسان را فراهم کند یا اینکه روی انرژی‌های تجدید پذیر متمرکز شود که همه این موارد برای بسیاری، ایده آل‌های بزرگی محسوب شده و منجر می‌شود تا همه از وی حمایت کنند.

 

۲-ایمان داشته باشید که می‌توانید بر تمامی موانع غلبه کرده و به اهدافتان جامع عمل بپوشانید

شاید برای بسیاری از شما این راهبرد تا حدود زیادی تکراری و کلیشه‌ای باشد، بااین‌وجود همچنان از اهمیت بالایی برخوردار است. ایلان ماسک، تسلا، آلبرت انیشتین و دیگر بزرگان نوآور همگی ایمان عجیبی به خود و توانایی‌هایشان برای غلبه بر مشکلات داشتند. از منظر روان‌شناختی این خودباوری به فرد این امکان را می‌دهد تا بر مشکلاتی غلبه کند که دیگران حتی در رویاهایشان هم تصور غلبه بر آن‌ها را ندارند. به یاد بیاورید زمانی را که ماسک برای نخستین بار اعلام کرد قصد ساختن راکت‌هایی را دارد که پس از رفتن به فضا قابلیت بازگشت به زمین را داشته و می‌توان از آن‌ها استفاده مجدد به عمل آورد. در آن زمان بسیاری از متخصصان کارکشته صنایع فضایی، با این ایده و امکان تحقق آن مخالفت کردند، اما ماسک به خود و توانمندی‌هایش اعتقاد داشت و می‌دانست که می‌تواند بر هر مانعی غلبه کند.

«دین کامن» مخترع اولین ماشین دیالیز قابل‌حمل، اولین پمپ قابل‌حمل تزریق دارو و مخترع اولین ماشین تصفیه آب بود. زمانی که اطرافیانش در مورد غیرممکن بودن ایده‌هایش به او تذکر می‌دادند وی در پاسخ می‌گفت: به من نگویید امکان ندارد و نباید این کار را انجام دهم، فقط می‌توانید بگویید این کار تاکنون انجام‌نشده است و او درنهایت همه اختراعاتی را که به نظر غیرممکن می‌آمد را اختراع کرد و تبدیل به واقعیت نمود. لذا با خودباوری و ایمان به خود می‌توانید بر تمامی چالش‌ها غلبه کنید.

 

۳-زمانی را به‌تنهایی برای تفکر و کار کردن صرف کنید و فرضیات مسلط را به چالش بکشید

ایلان ماسک، جابز و انیشتین یک ویژگی مشترک دیگر هم داشتند؛ آن‌ها در موارد بسیاری در تنهایی به سر می‌بردند و ارتباط خود را با جامعه قطع می‌کردند. این کار می‌توانست به آن‌ها این امکان را بدهد که به تفکراتی ناب دست یابند و به‌راحتی با فرضیات مسلط موجود در جامعه مخالفت کنند. بسیاری از فرضیات مسلط عامه منفی بوده و نوابغ را از رسیدن به اهدافشان بازمی‌دارد، اما تفکرات ناب این نوابغ و جدا بودن از جامعه به آن‌ها این امکان را می‌دهد تا به‌راحتی به مخالفت با فرضیات مسلط بپردازند.

زمانی که ماسک کودک بود، بسیاری او را فردی منزوی و بدون مهارت‌های اجتماعی می‌پنداشتند که جثه کوچکی داشت و قلدرها را به سمت خود جذب می‌کرد. او دوستان اندکی داشت و حتی در مواردی به‌قدری گوشه‌گیر می‌شد که خانواده تصور می‌کردند او ناشنوا است، اما ماسک علاقه عجیبی به کتاب و خواندن داشت و با سرعت تمامی کتاب‌های کتابخانه‌های محلی را مطالعه کرد. حتی به دایره‌المعارف‌ها مراجعه می‌کرد و سعی می‌نمود تا مطالب زیای را از آن‌ها استخراج کرده و به خاطر بسپارد. در ادامه علاقه‌مند شد تا برنامه‌نویسی را به شکل خودآموز فراگیرد و درنهایت هم به علوم مرتبط با پرتاب موشک علاقه‌مند شد. بسیاری از نوآوران تمایل دارند که مسایل را به شکل خودآموز فرابگیرند. همین خودآموزی به آن‌ها این امکان را می‌دهد تا به افکاری ناب دست یابند و تحت تاثیر فرضیات غلط جامعه قرا نگیرند.

در پایان باید توجه داشت که هرچند نوابغ نوآور دارای توانمندی‌های منحصربه‌فردی بوده‌اند اما می‌توان راهبردهایی که آن‌ها در زندگی خود اجرا کرده‌اند را یک مکانیسم تلقی کرد. با این مکانیسم می‌توان برای همیشه با زندگی عادی خداحافظی کرده و به فردی نوآور و موفق تبدیل شوید.
منبع:https://www.entrepreneur.com/article/308912

امتیاز کاربران

ستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعالستاره غیر فعال

اگر از آن دسته افرادی هستید که حل مسئله به شما انرژی می‌دهد، می‌توانید کارآفرین بزرگی شوید. اما اگر مواجهه با مشکلات پیش‌بینی‌نشده شما را آزار می‌دهد و باعث اضطراب مداوم شما می‌گردد، شغل قبلی‌تان را رها نکنید و به دنبال کارآفرینی نروید. راه‌اندازی کسب‌وکار جدید و نوآورانه، آزمونی برای مهارت‌ها، صبر و اراده شماست، و لازم است از این سفر و نیز مقصد آن لذت برده و رضایت داشته باشید. برخلاف باور عمومی، حل مسئله استعدادی است که می‌توان آن را پرورش داد. برای آنکه بتوانید این کار را به‌خوبی انجام دهید لازم است روی چند فعالیت کلیدی متمرکز شوید:

۱ـ نگرش مثبت خود را حفظ کنید، چرا که وجود مسائل و مشکلات در استارت‌آپ‌ها طبیعی است

 اگر در برابر مشکلات عصبانی می‌شوید یا نگرش منفی نسبت به اعضای تیم پیدا می‌کنید، با این کارتان ممکن است امکان موفقیت کسب‌وکارتان را کاهش دهید. حل مسئله به شیوه موفق، بیشتر از هرگونه مهارت یا فرایندی، درواقع یک وضعیت ذهنی و الگوی فکری است.

 

۲- فراموش نکنید که یادگیری بیشتر از حرف زدن، نیازمند گوش دادن است

اولین چالش برای بسیاری از کارآفرینان مشتاق این است که جانب‌داری مشتاقانه از کسب‌وکارشان را کنار گذاشته و به مشکلات موجود اعتراف کنند. بدین معنا که بدون نشان دادن حالت تدافعی، به توصیه‌های مشاوران، اعضای تیم و مشتریان کلیدی گوش فرا دهند. اگر مشکلات را نبینید، نمی‌توانید آن‌ها را حل کنید.

 

۳- درباره هر یک از مشکلات، آزادانه صحبت کنید و نسبت به رفع آن متعهد باشید

 کارآفرینانی که مشکلات را به‌خوبی حل می‌کنند آن‌ها را از اعضای تیمشان مخفی نکرده، بهانه‌جویی نمی‌کنند و در مقابل همگان، مسئولیت رفع به‌موقع مشکل را بر عهده می‌گیرند. فهرست کردن اقدامات اولیه کار بسیار هوشمندانه‌ای است، اما اینکه قول بدهید به نتیجه خاصی برسید به‌هیچ‌وجه هوشمندانه نیست، مگر آنکه دراین‌باره کاملاً تحقیق کرده و مطمئن باشید.

 

۴ـ برای تماس با مشاوران باتجربه یا مرشدان جهت درخواست کمک تردید نکنید

کمتر پیش می‌آید استارت‌آپ‌ها مشکلات منحصربه‌فردی داشته باشند. مشاوران، سرمایه‌گذاران و آن دسته از اعضای هیئت‌مدیره که باتجربه هستند، قبلاً همه این مشکلات را دیده‌اند و با آن‌ها آشنایی دارند. بنابراین اگر غرورتان را کنار بگذارید، از آن‌ها درخواست کمک کرده و توصیه‌های کارشناسان را پیگیری کنید، می‌توانید با ممانعت از فعالیت‌های ناموفق و سرخوردگی‌ها، ساعت‌ها در وقت خود صرفه‌جویی نمایید.

 

۵- قبل از آنکه به‌سرعت نتیجه‌گیری کنید، فرایند تجزیه‌وتحلیل را به‌طور منظم طی کنید

لازم است اطمینان حاصل کنید که تمامی حقایق و اطلاعات را از منابع مربوطه و کارشناسان خارج از شرکت در اختیار دارید. اجازه ندهید عواطف و علایقتان باعث قضاوت شتاب‌زده شما شود. به خاطر داشته باشید که هر مسئله‌ای مثل سکه حداقل دو رو دارد. شنیدن فعالانه را تمرین کنید تا بتوانید تمامی اطلاعات لازم را دریافت نمایید.

 

۶ـ تک‌تک مشکلات را پیگیری کنید

اگر کارکنان احساس کنند که مشکلات حل نمی‌شوند و کسی به آن‌ها توجه نمی‌کند، مسائل تبدیل به بحران می‌شوند. بنابراین لازم است سیستمی داشته باشید که تمامی افراد بتوانند آشکارا با استفاده از آن مشکلات را گزارش دهند. چنین سیستمی تمرکز شما را روی مشکل مربوطه تا زمان رفع آن حفظ می‌کند.

 

۷ـ ضرب‌الاجل‌هایی را تعیین کنید و پس از ارزیابی عملکرد، حق‌الزحمه آن را پرداخت نمایید

 این مثل قدیمی را به خاطر داشته باشید که «هر چه قدر پول بدهی همان‌قدر آش می‌خوری». اگر همه تلاش کنند تا مشتریان جدیدی پیدا کنند، کمتر روی حل مسائل مربوط به مشتریان قبلی تمرکز می‌کنند. بنابراین باید معیارهایی برای ارزیابی تعداد مشکلات، زمان حل آن‌ها، و تاثیر آن روی درآمد داشته باشید.

 

۸ـ مشکلات را تحلیل کنید تا از مشکلات مشابه پیشگیری نمایید

 معمولاً بررسی عمیق دلیل از دست دادن فرصت‌های فروش و نارضایتی‌های مشتریان، کار ارزشمندی است، چرا که باعث می‌شود مشکلات مربوط به کانال تحویل یا نقایص و ضعف‌های محصولتان را بشناسید و برطرف نمایید. فراموش نکنید در صورت لزوم فرایندها باید به‌روز شوند، آموزش‌ها ارتقا پیدا کنند و اولویت‌ها به اطلاعات همگان برسند.

کارآفرینان برتر می‌دانند که تمام کسب‌وکارها روی محور حل مسئله می‌چرخد. درواقع حل مسئله برای گسترش و استمرار رشد کسب‌وکار ضروری بوده و فرایندی است که پایانی ندارد.

بنابراین همه کارآفرینان مشتاق باید الگوی فکری حل مسئله را در خود تقویت کرده و یاد بگیرند که هم از مسئله و هم از حل آن لذت ببرند. این الگوی فکری به شما کمک می‌کند به‌عنوان یک انسان رشد کرده و موفق شوید، و سازمان‌ها و جوامع بهتری را ایجاد نمایید. آیا وقت آن نرسیده که به‌جای شکایت از مشکلات، وجود آن‌ها را جشن بگیرید؟

کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به موسسه مبلغ جوان می باشد.